From the recording Khosh Bash Dami

In cart Not available Out of stock

Lyrics

می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سر مست
خوش باش دمی که زندگی این است

برخیز و بیا و تا برای دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم
زان پیشه کوزه‌ها کنند از گل ما

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دل افروز خوش است
از دی مگو که امروز خوش است
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

از من رمقی به سعی ساقی ماندست
وز صحبت خلق بی‌وفایی ماندست
از باده دوش این قدح بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی ماندست

آنان که ز پیش رفته‌اند ای ساقی
در خاک غرور خفته‌اند ای ساقی
رو باد خور و حقیقت از من بشنو
باد است هر آنچه گفته‌اند ای ساقی